📚 باب دوم : در اخلاق درویشان   🌺 حکایت ۴۷   💫 پادشاهى با ديده تحقيرآميز به پارسايان مى نگريست، يكى از پارسايان از روى تيز فهمى، دريافت كه پادشاه نسبت به آنان، بى اعتنا است. به او گفت: اى شاه ! ما در اين دنيا از نظر لشگر از تو كمتريم ولى از نظر عيش زندگى از تو شادتر مى باشيم و در مورد مرگ با تو برابريم و در روز حساب قيامت از تو بهتريم   🔸اگر كشور گشاى كامران است 🔹و گر درويش حاجتمند نان است 🔸در آن ساعت كه خواهند اين و آن مرد 🔹نخواهند از جهان بيش از كفن برد 🔸چو رخت از مملكت بربست خواهى 🔹گدايى بهتر است از پادشاهى   پارسا در ظاهر لباس پاره پوشيده و سرش را تراشيده ولى در باطن، دلش زنده است و هواى نفس اش مرده است .   🔸نه آنكه بر در دعوى نشيند از خَلقى 🔹وگر خلاف كنندش به جنگ برخيزد 🔸اگر ز كوه غلطد آسيا سنگى 🔹نه عارف است كه از راهِ سنگ برخيزد (۱)   شيوه پارسايان، ذكر و شكر، خدمت و طاعت ايثار و قناعت، توحيد و توكل، تسليم و تحمل است. هر كس كه داراى اين صفات است در حقيقت پارسا است گرچه لباس پاره پوشيده باشد، ولى آن كس كه هرزه گرد، هواپرست و هوسباز است و همواره اسير شهوت بوده و در خواب غفلت بسر مى برد و بى بندوبار است، چنين كسى رند (بی قید) است گرچه در ميان لباس فاخر باشد.   🔸اى درونت برهنه از تقوی 🔹كز برون جامه ريا دارى 🔸پرده هفت رنگ در مگذار 🔹تو كه در خانه بوريا دارى (۲)   ۱_ يعنى: پارسا آن نيست كه در برابر مردم از روى گزاف دكان لاف معرفت بگشايد و بر مسند ارشاد نشيند، و اگر به او سخن ناپسند گويند، دعوا و ستيز كند، بلكه پارسا در برابر حوادث، مقاومت دارد كه اگر سنگ بزرگى از بالاى كوه به طرف او بغلطد، از سر راه آن برنخيزد (يعنى ترس و هراس از حوادث تلخ ندارد.) ۲_ يعنى: پرده هفت رنگ پر زرق و برق را بردار، چراكه در خانه ات حصير انداخته اى (تو كه باطنت با حصير پوشيده است، چرا با ظاهر فريبا، خودنمايى مى كنى ؟)      
نویسنده : سید محمد علی فتوحی