عاشقی را یکی فسرده بدید که همی مُرد و خوش همی خندید   گفت آخر به وقت جان دادن خندت از چیست وین خوش استادن؟   گفت خوبان چو پرده برگیرند عاشقان پیششان چنین میرند   ( حدیقة‌الحدیقة، سنایی)   💥در بیماری آخرین، شیخ[ابوسعید ابوالخیر] را گفتند که «مُقری[قاری قرآن] پس از وفات، در پیش جنازه‌ی شما، کدام آیت خواند؟» شیخ گفت که این بیت خواند:   دوست برِ دوست شد، یار برِ یار خوش‌تر از این در جهان هیچ بود کار؟   ( حالات و سخنان ابوسعید، جمال‌الدین روح الله ابی‌سعید)   🍃«گویند سبب توبه وی(عطّار نیشابوری) آن بود که روزی در دکانِ عطاری مشغول معامله بود، درویشی به آنجا رسید و چند بار شیءٌ لله(چیزکی در راه خدا) گفت. وی به درویش نپرداخت. درویش گفت ای خواجه تو چگونه خواهی مُرد؟ عطّار گفت: چنانکه تو خواهی مُرد. درویش گفت:  تو همچون من می‌توانی مُرد؟ عطّار گفت: بلی. درویش کاسه‌ای چوبین داشت زیر سرنهاد و گفت «الله» و جان بداد. عطّار را حال متغیر شد، دکان بر هم زد و به این طریق در آمد.»   (نفحات الانس، عبدالرحمن جامی)  
نویسنده : سید محمد علی فتوحی