📘📗📕سعدی » دیوان اشعار » غزلیات     غزل شماره (۶٩)   عشرت خوش است و بر طرف جوی خوشتر است می بر سماع بلبل خوشگوی خوشتر است عیش است بر کنار سمن زار خواب صبح؟ نی، در کنار یار سمن بوی خوشتر است   خواب از خمار بادهٔ نوشین بامداد بر بستر شقایق خودروی خوشتر است روی از جمال دوست به صحرا مکن که روی در روی همنشین وفاجوی خوشتر است   آواز چنگ مطرب خوشگوی گو مباش ما را حدیث همدم خوشخوی خوشتر است گر شاهد است سبزه بر اطراف گلستان بر عارضین شاهد گلروی خوشتر است   آب از نسیم باد زره روی گشته گیر مفتول زلف یار زره موی خوشتر است گو چشمه آب کوثر و بستان بهشت باش ما را مقام بر سر این کوی خوشتر است   سعدی! جفا نبرده چه دانی تو قدر یار؟ تحصیل کام دل به تکاپوی خوشتر است    
نویسنده : سید محمد علی فتوحی