من نمی‌دانم که چرا می‌گویند: اسب حیوان نجیبی است
روزنامه نگار او هر بار خلافِ پیشنهاد برخی سامانه‌های پخش فیلم که می‌گویند تیتراژ را رد کنید، بر تیتراژ یک یا چند فیلم یا سریال متمرکز می‌شود و به نکاتی اشاره می‌کند که احتمالاً از نظرها دور مانده‌اند؛ این بار تیتراژ سریال «هزار دستان»
رضا خوشنویس در آینه آب، بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم می‌گوید و دست می‌شوید و پس از آن همزمان با تیک‌تاک ساعت در ضیافت شمعدان و اسباب خطاطی و دود سیگار، دست به قلمدان می‌برد و با انگشت شست و پنجه جوهری، قلمی برمی‌دارد و می‌تراشد و بعد از قطّ قلم و آغشته‌کردن آن در دوات، روی کاغذ سفید، مشق هزاردستان می‌کند. خوشی آن صدای جیرجیر قلم وقتی حرف سین را کشدار می‌نویسد، دیری نمی‌پاید و شلیک طپانچه، پایان خونین خوش‌قلمی خطاط قصه ماست و توأم با اعوجاج موسیقی مرتضی حنانه، همه آن سیاهی مشق به سرخی تکلیف می‌رود. پایان کار رضا خوشنویس (جمشید مشایخی) در سریال «هزاردستان» البته تلخ‌تر و بی‌پیرایه‌تر از این حرف‌هاست و چندان به جنایتی خوش‌ذوق و استتیک، آن‌طور که عنوان‌بندی اول خیال می‌کند، راه نمی‌دهد؛ سرگارسون (جهانگیر فروهر) رضا را از بالکن به بیرون پرتاب می‌کند تا آن پیشگویی خونین تیتراژ به شکلی دیگر تعبیر شود. و چه عجیب که این، سرنوشت خوشنویس دیگری در عالم واقعیت بود؛ رضا مافی، استاد جوان و ۳۹ساله خوشنویسی که دست‌های هنرمند او به جای مشایخی، مشق هزاردستان می‌کرد. تقدیر رضا مافی هم مثل رضا خوشنویس پرت‌شدن بود؛ البته نه از سر عداوت و بازی‌های سیاسی و سرنوشت واقعی خوشنویسانی چون عمادالکتّاب و کریم دواتگر که حاتمی از قصه این دو در قالب شخصیت رضا خوشنویس استفاده کرد، بلکه پرت شدن بی‌قصد‌و‌غرض از اسبی که شهره به نجابت است. ۱. دست شما درد نکند
عبدالله اسکندری که همراه جلال‌الدین معیریان یکی از چهره‌پردازان هزاردستان بود و تحت سرپرستی بیژن محتشم کار می‌کرد، به‌تازگی و چهارم مهرماه (روز درگذشت مافی)، عکسی دیده‌نشده از لحظه گریم دست‌های رضا مافی را در صفحه شخصی‌اش در اینستاگرام به اشتراک گذاشت. این خوشنویس که علاقه زیادی به اسب‌سواری داشت، بعد از فیلمبرداری صحنه‌هایی که در تیتراژ اول هزاردستان می‌بینیم، در پشت صحنه سریال، سوار اسب می‌شود، اما می‌افتد و دچار خونریزی مغزی می‌شود و سه روز بعد یعنی چهارم مهر ۱۳۶۱ از دنیا می‌رود. مافی، زاده مشهد بود؛ همان‌جایی که رضا خوشنویس به آنجا تبعید شد. مافی هم مثل رضا خوشنویس در تهران به پایان «خط» رسید. ۲. به‌یاد رضا مافی
در تیتراژ پایانی و در آن بخش که از استادان خوشنویسی چون زنده‌یاد عبدالله فرادی و صمد رستمخانی به‌عنوان نویسندگان تیتراژ و چهره‌های بنام دیگری چون محمد احصایی، آیدین آغداشلو، مرتضی ممیز، علی‌اکبر صادقی، مسعود معصومی و حجت شکیبا نام برده می‌شود، علی حاتمی با «به یاد رضا مافی» یاد این خوشنویس و استاد جوان نقاشیخط را گرامی می‌دارد. ۳. کلاً به سراغ ما اگر می‌آیید...
مافی عشق و علاقه زیادی به شخصیت سهراب سپهری و اشعار و نقاشی‌هایش داشت و حتی این علاقه‌مندی به برخی آثار خوشنویسی او هم راه پیدا‌کرده بود. وقتی سهراب در سال ۵۹ از دنیا رفت، مافی شعر «به سراغ من اگر می‌آیید...» را روی سنگ قبر او نوشت. تلخ و عجیب اینکه مافی هم بعد از سهراب، عمرش چندان به این دنیا نبود و دو سال بعد درگذشت، آن هم به خاطر یک رأس اسب که خود سهراب هم در یکی از شعرهایش درباره نجابت آن تردید کرد و خواستار شستن واژه‌ها شده بود. ۴.  به قول باباطاهر: پرتاب مَکه
اسب‌های سینما و تلویزیون قبل و بعد از رضا مافی هم رم و سوارکارانی را نقش بر زمین کرده‌اند. *کریستوفر ریو؛ اگر چرخ گردان کشد زین تو!
این هم از طنزهای تلخ روزگار است که بازیگر نقش سوپرمن که نیرویی فراانسانی و قدرت پرواز در آسمان را دارد، باید به‌دست یک اسب، زمینگیر شود و چند سال باقیمانده عمرش را روی ویلچر بگذراند. راستی! می‌دانستید ریو و رضا مافی نقطۀ مشترک دیگری هم دارند؟ ۲۵ سپتامبر (چهارم مهر)؛ ریو در این روز به دنیا می‌آید و مافی در این روز از دنیا می‌رود. *شاهرخ غیاثی؛ سقوط از بلندی‌های صفر
گاهی اسب‌ها چنان سواران را به زمین زدند که آن‌ها دیگر آن آدم سابق نشدند. چنان به زمین زدند که سواران دیگر آن آدم سابق نشدند و گاه اصلاً بودن‌شان به نبودن تبدیل شد. مثل شاهرخ غیاثی که از قضا او هم همچون مافی از تبار بازیگری نبود و باوجود چند نقش‌آفرینی و حتی نامزدی دریافت سیمرغ برای بازی در «بلندی‌های صفر»، بیشتر مجسمه‌ساز و نقاش بود، اما تقدیر این بود که برای بازیگری و هنگام بازی در فیلم «فصل پنجم» (رفیع پیتز) از اسب و گاری به زمین بیفتد و فاتحه. و سر آخر ایـــن‌که از اسب برگشته‌ها!
سقوط از روی اسب، لزوماً مساوی با مرگ و از کارافتادگی نیست و سیروس گرجستانی، فرزین محدث، بیتا سحرخیز، تینا آخوندتبار و امیر حیدری (بازیگر نقش کودکی حضرت محمد(ص) در فیلم مجیدی) باوجود اینکه از اسب سقوط کردند و برخی هم با جراحت های سنگینی روبه‌رو شدند، اما جان سالم به در بردند و حوادث مرتبط با آنها در نهایت ختم بخیر شد./ایران جمعه

 
0 0
نویسنده :

پست های مشابه
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب


ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب