حتی تصور این که «شارلیز ترون» در کنار «ست روگن» قرار است در یک فیلم کمدی و رمانتیک هم‌بازی شوند این رغبت را در دل همگان ایجاد می‌کند که حتی یک بارهم که شده این فیلم را تماشا کنند. چه برسد به این‌که متوجه شوید که این فیلک یکی از خوش‌ساخت‌ترین فیلم‌های رمانتیک کمدی سال ۲۰۱۹ است. این فیلم توسط «جاناتان لوین» کارگردانی شده است که در گذشته تجربه کارگردانی فیلم‌های خوبی هم‌چون ۵۰/۵۰ و The Night Before را در کارنامه خود دارد و به خاطر همین است که برای بار سوم، روگن را در فیلم خود قرار داده است. داستان درباره روزنامه‌نگاری است که با یکی از معروف‌ترین و تاثیرگذارترین زنان دنیا که سیاست‌مداری قابل است، رو به رو می‌شود و متوجه می‌شود که او را از زمان دیرینه می‌شناسد و او در زمان قدیم به او علاقه داشته است. بعد از آشنایی مجدد این دو، زن تاثیرگذار که برای رسیدن به ریاست جمهوری تلاش می‌کند تصمیم می‌گیرد که روزنامه‌نگار را به عنوان نویسنده سخنرانی‌های خود استخدام کند و در این بین اتفاقات عجیبی بین این دو شخصیت می‌افتد. به طور کلی فیلم‌های رمانتیک کمدی بسیار در گیشه‌ها موفق عمل می‌کنند، اما خیلی کم پیش می‌آید که فیلم رمانتیک کمدی به کیفیت The Long Shot ساخته شود و با این که فیلم هدفی کاملا تجاری و مالی دارد، اما قطعا در لیست بهترین فیلم های ۲۰۱۹ قرار می‌گیرد.
سینمای آمریکا روز به روز توجه بیشتری به دونالد ترامپ نشان می‌دهد. ترامپ پدیدهٔ به راستی نوظهوری در جامعهٔ آمریکاست و طبیعتاً سینمای آمریکا نمی‌تواند نسبت به آن بی‌اعتنا و بی‌تفاوت باشد. به

ویژه طی یک سال گذشته فیلم‌های زیادی به مقولهٔ «تأثیر ترامپ» پرداخته‌اند؛ حالا یا به صورت مستقیم یا به صورت غیرمستقیم، شاخص‌ترین فیلم از این نوع فیلم‌ها، ساخته جرن پیل، است که شکاف

عمیقی را که ترامپ در جامعهٔ آمریکایی ایجاد کرده در معرض توجه قرارداده است. یا The Beach Bum، ساختهٔ هارمونی کورین، که سال فاجعه‌بار ۲۰۱۶ – سال انتخاب ترامپ به مقام ریاست

جمهوری – را بررسی کرده است. اما پرداختن به مقولهٔ آمریکای ترامپ در قالب ژانرِ کمدی رومانتیک تا حد زیادی غیرمنتظره است. هر چند پرداختن به دنیای سیاست از دریچهٔ ژانرِ سبک و غیرجدیِ کمدی رومانتیک در سینمای آمریکا

بی‌سابقه نیست. در دههٔ ۱۹۹۰ زمانی که قضیهٔ رسوایی جنسی بیل کلینتون تبدیل به مهم‌ترین خبر روز شد، سینما فیلم‌های زیادی حول این سوژه ساخت. در همین دههٔ ۱۹۹۰ فیلم‌های کمدی رومانتیک

سیاسی‌ای از قبیل دیو (Dave) با استقبال گستردهٔ مخاطبان روبه‌رو شد. فیلم لانگ شات هم اتفاقاً حال و هوای دههٔ نودی دارد و این فی نفسه یک عیب برای فیلمی است که حرفی از جنس امروز دارد. قصه هم حال و هوایی تقریباً کلیشه‌ای و تکراری دارد. فرد فلارسکی (ست

روگن) روزنامه‌نگاری است که در یک نشریهٔ هفتگی کار می‌کند. فرد از آن نوع روزنامه‌نگارهاست که مدام می‌خواهد جنجال به پا کند و خبرها و گزارش‌های داغ و افشاگر بنویسد و چاپ کند. در

صحنه‌های آغازین فیلم فرد را می‌بینیم که برای تحقیق دربارهٔ یک گروه فاشیست راست‌گرا چه تلاش‌ها و ریسک‌هایی می‌کند.

در ادامهٔ داستان، یک سرمایه‌دار محافظه‌کار – از تیپ روپرت مرداک – مجله‌ای را که فرد در آن کار می‌کند می‌خرد. خط‌مشی مجله کاملاً عوض می‌شود و فرد از کار کردن در آن استعفا می‌دهد. غرور و

شرف روزنامه‌نگاری فرد به حدی بالاست که نمی‌تواند با مدیران جدید مجله کار کند. فرد در روزی که استعفا کرده خیلی ناراحت و غمگین است و دل‌اش می‌خواهد اندکی خوشگذرانی بکند تا تسکین بیابد. فرد برای همین کار به سراغ بهترین دوست‌اش لنس (اوشی جکسون جونیور) می‌رود.

لنس که پولدار است فرد را به یک مهمانی سطح بالا در محلهٔ منهتن نیویورک می‌برد. در این مهمانی بسیاری از آدم‌های معروف عرصه‌های سیاست، رسانه و هنر حضور دارند. سپس در همین مهمانی،

توجه وزیر امور خارجهٔ آمریکا شارلوت فیلد (شارلیز ترون) به فرد جلب می‌شود. او پس از مدت کوتاهی پی می‌برد که فرد همان کودکی بوده که او در دوران نوجوانی‌اش از وی پرستاری می‌کرده. این دیدار اتفاقی باعث شکل‌گیری یک رابطهٔ کاری بین این دو می‌شود. فرد از زبان خانم وزیر می‌شنود که پرزیدنت چامبرز (باب اودنکرک)، ستارهٔ سابق سینما، از رهبر جهان آزاد بودن خسته شده و

دیگر دوست ندارد که رئیس جمهور باشد و دل‌اش تنگ شده برای بازگشت به دنیای سینما، پرزیدنت چامبرز اعلام کرده که در انتخابات ریاست جمهوری در سال ۲۰۲۰ شرکت نخواهد کرد و در عوض از

شارلوت فیلدز وزیر امور خارجه‌اش برای رئیس جمهور شدن حمایت خواهد کرد. شارلوت مدتی است که فعالیت‌های انتخاباتی خود را آغاز کرده اما مشاوران‌اش معتقدند که او خیلی خشک و جدی است و

باید اندکی بر مایه‌های طنز و شوخ‌طبعی خود بیفزاید. شارلوت تشخیص داده که فرد آدم مناسبی برای نوشتن سخنرانی‌هایش است و می‌تواند سخنرانی‌های او را با مایه‌های طنز درهم آمیزد. به این ترتیب

رابطه‌ای بین این خانم پولدار معروف و این جوان بی‌پولِ آسمان‌جُل شکل می‌گیرد. مایه‌های سیاسی و فرهنگی فیلم بر مایه‌های کمدی و رمانس آن می‌چربد. اندیشه‌های لیبرالیستی و مترقی زوج دوست‌داشتنی فیلم البته برای تماشاگر دلپذیر است. فیلم پر از گوشه و کنایه‌های سنگین به

سیاست‌های غلط ترامپ و ابتذالی است که او در عرصهٔ سیاست حاکم کرده است. شوخی‌های فیلم پرتعداد است اما فقط تعدادی از آنها موفق از کار درآمده است. شارلیز ترون سیمای یک زن پولدار و

سیاستمدار را خیلی خوب تجسم بخشیده اما آن‌گاه که می‌خواهد قدم در عرصهٔ رمانس بگذارد کم می‌آورد. اگر بخواهیم صادقانه حرف بزنیم لانگ شات بیش از آن‌که یک کمدی رومانتیک باشد – آن‌گونه که


برایش تبلیغ شده – یک فیلم هجوآمیز سیاسیِ آمیخته با فرهنگ پاپ است.
0 0
نویسنده : هستی
تاریخ ارسال : 1400/04/30 12:10:11

Captcha

پست های مشابه
انسان، حیوانی است که به سینما می‌رود. (جورجو آگامبن) ادامه مطلب 175
ادامه مطلب 150
ادامه مطلب 683
ادامه مطلب 153
ادامه مطلب 145
ادامه مطلب 125
ادامه مطلب 163
ادامه مطلب 145
ادامه مطلب 136
ادامه مطلب 133
ادامه مطلب 143
ادامه مطلب 164